خرید بک لینک
11 آذر حنابندون ناهید رو توی بندر با حضور نسبی اقوام و حضور بسیار پررنگ بارش باران! به خوبی و خوشی پشت سر گذاشتیم و الان هم که دارم مینویسم اونور اثاثی که دیشب فرستادیم رو تحویل گرفتن و دارن میبرن تو خونه جدید ناهید ... خوب معلومه که دلم تنگ میشه ... دختر نبودش تو خونه حس میشه؛ فکر میکنم بیشتر از پسر ... خیلی سخت بود برگزاری مراسم. واقعا بریدیم. شب حنابندون از تالار که اومدیم خونه به شدت بارون زد. خدا رو شکر که ظهرش دو تا چتری روی حیاط بستیم و گرنه مراسم بر باد میرفت آخرش. مامان هم بعد از ظهر رفت و الان با بابا تنها تو خونه هستیم و احتمالا ما هم سه شنبه با ماشین میریم. درس هم که فعلا تعطیله ... ایشاالله خوشبخت بشه ناهید ...

برچسب: حنابندون,حنابندون فاطماگل,حنا بندونه امشب, نویسنده: یاسین رادمنش تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 11:16

دیشب بالاخره برگشتیم خونه ... 20 آذر عروسی ناهید با اندکی حاشیه! برگزار شد و راهی خونه بخت شد. سه شنبه 16 آذر با بابا مستقیم تا تهران رانندگی کردیم و با کمی مشقت رسیدیم مقصد. شب های قبل عروسی دورهمی داشتیم و بزن و برقص. شنبه هم عروسی برگزار شد و بعدش هم یکسری مهمونی ها. خلاصه اینکه سه هفته درگیر حنابندون و عروسی شدیم و دیگه آخرش واقعا خسته شده بودم و دنبال یه جای ساکت و خلوت بودم. خدا رو شکر که همه به سلامت اومدن و به سلامت برگشتن خونه هاشون و کلا خوش گذشت. انشاالله که ناهید زندگی مشترک خوبی داشته باشه به دور از دخالت، حسادت و دشمنی برخی! انشالله که خواهرم خوشبخت بشه و کامش همیشه شیرین باشه. الهی آمین

برچسب: نویسنده: یاسین رادمنش تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 11:15

صفحه بندی