دیشب بالاخره برگشتیم خونه ...
20 آذر عروسی ناهید با اندکی حاشیه! برگزار شد و راهی خونه بخت شد.
سه شنبه 16 آذر با بابا مستقیم تا تهران رانندگی کردیم و با کمی مشقت رسیدیم مقصد. شب های قبل عروسی دورهمی داشتیم و بزن و برقص. شنبه هم عروسی برگزار شد و بعدش هم یکسری مهمونی ها.
خلاصه اینکه سه هفته درگیر حنابندون و عروسی شدیم و دیگه آخرش واقعا خسته شده بودم و دنبال یه جای ساکت و خلوت بودم. خدا رو شکر که همه به سلامت اومدن و به سلامت برگشتن خونه هاشون و کلا خوش گذشت.
انشاالله که ناهید زندگی مشترک خوبی داشته باشه به دور از دخالت، حسادت و دشمنی برخی! انشالله که خواهرم خوشبخت بشه و کامش همیشه شیرین باشه.
الهی آمین
برچسب:
نویسنده: یاسین رادمنش
تاريخ: يکشنبه
28 آذر
1395 ساعت: 11:15